تبلیغات
نشریه یکی یک دونه - داستان مصور
 
نشریه یکی یک دونه
شنبه 2 شهریور 1392 :: ملیحه مومن پور

روزی شتر و گاو  و قوچ  در راهی می رفتند. یک دسته علف شیرین و خوشمزه دیدند. قوچ گفت: این علف خیلی ناچیز و کم  است. اگر بین خودمان تقسیم کنیم، هیچ کدام سیر نمی شویم. بهتر است توافق کنیم هرکه عمر بیشتری دارد و بزرگتر است او علف را بخورد. حالا هر کدام تاریخ زندگی خود را می گوییم، هر کس بزرگتر باشد علف بیشتری می خورد. قوچ گفت: من با قوچی که حضرت ابراهیم بجای حضرت اسماعیل در مکه قربانی کرد در یک چراگاه بودیم. گاو گفت: من پیرترم چون من جفت گاوی هستم که حضرت آدم زمین را با آن شخم می زد.

شتر که به دورغهای شاخ دار دو دوست خود گاو و قوچ گوش می داد بدون سر و صدا  سرش را پایین آورد و دسته علف را به دندان گرفت و شروع به خوردن کرد و گفت: من نیازی به گفتن تاریخ زندگی خود ندارم. از پیکر بزرگم پیداست که از شما بزرگترم پس آن را می خورم. گاو و قوچ به این نتیجه رسیدند که اگر راستگو و باهوش باشند نیازی به توضیحات زیاد در مورد مطالب ندارند.

 

داستان برگرفته از مثنوی معنوی





نشریه یکی یک دونه-سلامت



نوع مطلب :
برچسب ها : یکی یک دونه، مجله کودک، داستان کودک، ماه نامه یکی یک دونه،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




به وبلاگ یکی یک دونه خوش امدید یکی یک دونه اولین وتنها نشریه کودک ونوجوان استان البرزاست .هدف این وبلاک آشنایی کودکان ونوجوانان با نشریه وبخش های مختلف ماه نامه است .
آدرس:کرج-میدان سپاه- انتهای بلوار جمهوری-ورودی مطهری-پلاک395
تلفن:34422451

مدیر وبلاگ : ملیحه مومن پور
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :